تبليغاتX
دانا برای نشر حقایق و محوخرافات از دین
 

سخن رانی استاد مرحوم جزایری

آیا بخیل بودن یک ننگ است؟آدم بخیل دوست نداره کسی دیگه مثل خودش

 باشه.بر عکسش آدم بخشنده دوست داره همه مثل خودش باشند. 

 

عقل آن باشد كه بنمايد رهي،   راه آن باشد كه پيش آرد شهي.

 

شاه آن باشد كه در خود شه بود،    نه به مخزنها و لشكر ها شود.

 

نميخواهم اين رو تفهيم كنم كه تو عالم ممكنه يه كسي از همه ي مقامات بگذره

 

براي اينكه كار، بد نكنه. امام حسن اونه. حاظر شد از همه چيز بگذره، ولي كار بد

 

 نكنه. اگر حسين به اون شيوه حركت نميكرد، كه برود و مردم رو بخره و به هيچ

 

وجه در صد د خريدن مردم اصلا ً نبود تنها نه اين كه حاضر نبود هچ يك از

 

اطرافيانش هم به خاطر بزرگ شدن او دروغ بگن. . حاضر نشد هيچ يك از

 

اطرافيانش به خاطر حفظ موقعيت او كمترين ظلمي به كسي بكنند.

 

هر چی خوبی در آدم است .ریشه  اش . توی محبت است و محبت .آن کمال آدم است. 

 

در تمام انصاف و پاكدامني اين انسان كامل حركت ميكنه. در خاطرش آزار كسي

 

خطور نميكنه. در خاطر اطرافيانش هم اجازه نميده اين آزار خطور كنه. شما

 

نميدونيد كه اين اطرافيان براي بزرگ نگه داشتن اون طرف چه كارها كه نميكنند

 

  و نبايد بكنند و ميكنند. برخلاف ساختار فكري محيط خودشون، اين خيلي سخته،

 

من زبونم نميگرده يه چيزي رو نقل كنم كه چه كساني كه سجاده هاشون چهل

  

پنجاه متر بود، چطور تخت و حكومتي داشتند. اينها پول ميگرفتند و با حضرت يزيد

 

بيعت ميكردند. و حضرت سيد الّشهدا را يك آدم بي عقلي ميديدند. در هر صورت

 

والي مدينه به حضرت اطلاع داد كه دستور داده شده از شما براي يزيد بيعت

 

گرفته بشه. شبانه آن حضرت حركت كرد از مدينه به مكه و از مكه وقتي فهميد

 

ميخوان ترورش كنند راه افتاد به طرف عراق. حالا شما فكر كنيد كه كسي كه در

 

فكر يك حمله ي نظاميه، تنها حركت ميكنه؟ تاريخهارو بخونيد. هيچ كس شده با زن

 

و بچه و خواهر و برادرزاده هاي كوچك و بزرگش راورداره اين همه راه رو طي

  

 كنه؟ هيچ اصلاً سابقه  نداره يه همچين كارهايي .در مسائل نظامي، هميشه آدم

 

تنها حركت ميكنه . ولي مگه امام حسين با كسي قصد جنگ داشت؟ فقط خودش رو

 

 ميخواست پاك نگه داره. به اين دليل حركت كرد به طرف مكه. در اون جا متوجه

 

 شد ميخواهند بريزند و قطعه قطعه اش كنند، براي همين از مكه هم خارج شد و به

 

طرف عراق رفت. گفت كه در عراق لا اقل پدرم پنج سال حكومت كرده، برم اون

 

 جا، شايد بتونم در اون جا در امان باشم. به هر حال فكر كرد ، بره عراق با زن و

 

بچه اش. به دستگاه حكومت خبر دادند كه مرغ از قفس پريد، داره ميره عراق.

 

فوراً عبيد الّله بن زياد رو بهش گفتند علاوه بر حكومت بصره، حكومت كوفه رو

 

هم بهت ميديم و بخشي از ايران رو هم در اختيار او گذاشتند. اين هم يك تاريخ چه

 

ي خيلي ننگين و شرم آوري داره. ولي  اين درسته كه معاويه ،ابن زياد رو به پدر

 

خودش ملحق كرد. يعني ادعا كرد كه من وابن زياد برادر هستيم. بنا بر اين عبيد

 

 الّله ابن زياد ميشد پسر عموي يزيد ابن معاويه.امكانات مالي فراوان در اختيار اين پسرعمو قرار داد كه

 

همه جوره و به هر قيمتي بتونه اشخاص رو بخره. براي همين مقدسين كوفه و محدثين و مفسرين

 

كوفه را اول خريد، كه يكي از اونها شريح قاضي بود كه ايشان فتوى داد به قتل حسين

 

 بن علي. ولي من زياد مطمئن نيستم، اينهارو تمام خريد و يكي از سرداران نظامي

 

عراق را به نام حر، كه اسمش حر ابن يزيد رياحي بود را مامور كرد كه با هزار

 

نفر بروند به طرف حضرت. حضرت هم در حقيقت داشت مي آمد به طرف عراق

 

كه يه پناهي پيدا كنه و از شر حكومت خلاص بشه. حر اومد و مقابل حضرت

 

ايستادد و گفت كجا ميخواهيد برويد؟ گفته بود كه ميخوام بروم عراق. ولي اگه

 

نميذاريد من برميگردم. گفتگوي حضرت با حر به اين جا منجر شد كه حر اجازه

 

بده در كنار اين شاخه از رودخانه ي فرات، كه القمه گفته ميشد منتظر باشند تا

 

ببينند عبيد الّله زياد چي دستور ميده. در روز دوم محرم وارد اين سرزمين شد (

 

نگاه كنيد نميدونم تو مجلس ما درويشه هست يا نيست، ) بايد اين رو بدونيد كه

 

حضرت سيد الّشهدا تمام معناست. كه داره حركت ميكنه. هيچ كجا روزنه اي از

 

معنويت غير از وجود مقدس سيد الّشهدا در اون تاريخ نيست.

 

آدم کریم بدون علت می بخشد.

 

ادامه در کامنت بعدی یا آینده


 

نوشته شده توسط انجمن دانا فرشته لاجوردی در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت 16:15 موضوع | لینک ثابت


ادامه سخنان گهر بار استاد مرحوم حجت الاسلام سید مرتضی جزایری

ادامه سخنان گهر بار استاد مرحوم حجت الاسلام  سید مرتضی جزایری

رحمت اله علیه

پس دعوا سر اين نيست كه مامون خلافت بكنه يا علي

 ابن موسي رضا ، حسين باشه يا يزيد،اين كه يك

 دعواي شخصي ميشه،اگر ما اين طور تصور كنيم اين

همان خواست يزيد است ،يزيد هم تصور مي كرد كه

 حضرت سيدالشهدا هم منظورش اينه كه  قصد داره

 حكومت كنه،بجاي يزيد.

 اگر از صفحه روزگار، شمر را بردارند، ديگه از

 حسين اسمي مي ماند.

 اگر از دشمنان علي هيچ اسمي نباشه ديگه از علي

اسمي باقي مي ماند.

پس وجود جمله اشيائ به ضدشان است.اگر نور نباشه

تاريكي معنا پيدا مي كنه.پس اين عالم هدف دار آفريده

شده است ومن در خودم هدف دارم،بدون هدف نه من

 ونه اين عالم آفريده شده است.و پي بردن به اين معنا

 آدم را به دوچيز رهنمائي مي كنه، يكي اين كه ما

 دراين عالم دنبال تربيت خودمان بايد بريم و از

 استعدادهاي درون خودمان با داشتن مربي استفاده كنيم

 و آنها رو شكوفا كنيم و تا آن هدف را  در خلقت دنبال

 كنيم،دوم اينكه توي اين عالم يه انسان برتري هم

هست ،كه مگر انسان هائي كه توي آن جامعه  وحشي عرب،

اون زمان بودند مگر اين درك را داشتن .

 معناي امام رفته رفته در اون جامعه پيدا شده، واين

پس از قرن ها كم كم در انسان ، اين معنا نقطه اوج

 روحي اش ، اينه كه اين عالم بدون هدف نيست .عده

 اي ميگن كه اين چيه ما هرروز صبح از خواب پا

 ميشيم اصلاح مي كنيم ، لباس مي پوشيم مي ريم سر

 كار،شب بر مي گرديم مي يائيم خونه اين هم شد

 زندگي اين چيه ديگه.واقعا حرف درستيه،اگر هدفي در

 كار نباشه اين زندگي خيلي چرنده . پس توجه به هدف

 انسان رو به اين واقعيت رهنمون مي كنه كه اين عالم

 بدون امام ورهبري كننده نيست .    

  امام توي اين معنا كه بعدازقرون انسان كم كم بهش

 نزديك ميشه حقه ،  نه اون كسيه كه به شكل، اوسطوره

است و ما از اون انتظار معجزه داريم.چون اگر دنبال

اون جور امام ها بوديم در هند خيلي زياد هستند آ دم

 هائي كه به قطار ميگن حركت نكن، حركت نمي كنه

 ميگن حر كت كن حركت ميكنه.در تمام دنيا كساني

 هستند كه اينها عادت دارند بر اثر رياضتي كه ميكشند

 خودشون رو از زمين بلند ميكنند. ولي امام اونه كه

 بياد تو غضب و غضب نكنه. تمام شرايط براي حسد

 جمع بشه و حسد رو به  كار نگيره،تمام شرايط براي

 تكبر وله كردن طرف رقيبش، براش مهياست، ولي اين

 كارو نكرده،كي مردش اين كارهارو نكنه ؟من كه

 مردش نيستم. يه عمري ميشه روزه گرفت ، يه عمري

 ميشه نماز شب خوند. ولي كي مردشه نكنه،همه شرايط

جمع شده كه شخصيت رقيب رو ببره واونه از همه

چيز ساقط كنه وتمام عمرش اون پدر اين را در آورده

 وتاتوانسته در حق اين بدي كرده،حالااين با يك كلمه

 مي تونه پدرش رو در آوره ومي تونه تمام آبروي اون

 را ببره، ولي اين كار رونكرده.

 آدم تا در فكر اصلاح خودش نيفته نميفهمه اين کار

چقدر مشكله.

 

(بقیه این سخنان در کامنت اینده  بالا یا پائین  فرقی نمی کنه )


 

نوشته شده توسط انجمن دانا فرشته لاجوردی در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ساعت 16:3 موضوع | لینک ثابت


باز هم شیطنت ای شیطان دست بردار

 

باز هم شیطنت ای شیطان دست بردار

گفت لیلی را خلیفه کین توئی               کز تو شد مجنون گرفتار و غوی

از دگر خوبان تو افزون نیستی            گفت خامش چون تو مجنون نیستی

مطابق آیه قرآن و احادیث و آنچه از کتب مذهبیون بر می آید ، خدا وزیرانی دارد که

هریک برای او کاری انجام می دهد. این فرشته ها بال هم دارند. که بالهای جبرئیل از

همه بیشتر است.اما فرشتگانی که سه بال دارند چه قیافه ناموزونی دارند. خوب

اشکالی ندارد، در عالم فرشتگان هم باید تنوع وجود داشته باشد، تا خدا برای آن

فرشتگانی که هیچ نقص ندارند به خودش احسن الخالقین بگوید.راستی چرا خدا به

این همه وزیر احتیاج دارد؟

 اگر روزی یکی از این وزیران همانند شیطان نخواهد مطیع  خدا باشد چه

می شود؟ فکرش را بکنید اگر عزرائیل نخواهد جان انسانها و دیگر موجودات

را بگیرد، آن وقت چه دنیای قشنگی خواهیم داشت.

 شاید بگوئید همه فرشته ها تحت فرمان خدا هستند. اگر حرف شما درست است

مگر شیطان هم از فرشتگان مقرب خدا نبود؟وقتی یک فرشته سر نافرمانی بگذارد،

این احتمال وجود دارد که روزی فرشته های دیگر لذت بنده نبودن را درک کنند و

بخواهند همانند شیطان از زیر یوغ فرمانهای خدا رهایی یابند.هیچ تضمینی وجود ندارد

که فرشته های دیگر از شیطان بد آموز نشوند. به قول مسلمانان هر روز خدا هزار

سال است. معلوم نیست فردا چه پیش می آید.

شیخ مفید در روایتی آورده است: «جبرئیل در میان فرشتگان به شکل مردی میان بالا، سپید پیشانی،

سیه چشم، و دارای چهار بال سبز مرصع لؤلؤ است» و در حدیث دیگری او دارای ششصد بال مرصع به دُر

است را برایش انجام دهند؟

حالا چند سؤال: مگر خدا نمی تواند امور عالم را سر و سامان دهد که وزیران او باید کار هایش را انجام

بدهند
مطابق آنچه که در سوره فاطر آیه ، یک گفته شده است، فرشتگان بال و پر

دارند. بال و پر متافیزیکی به چه معنی است؟ آیا بال و پر فرشتگان مادی

است؟ تا به حال کسی پیدا نشده است که برای بال و پر کاربردی به غیر از

پرواز معرفی کرده باشد.

بال و پر متافیریکی برای پرواز در آسمان متافیزیکی !!! براق متافیزیکی ، درخت متافیزیکی و ..... خیلی

جالب است!!!!

جبرئیل چگونه با محمد حرف زد؟ با استفاده از صوت ؟ یا اینکه چیزهایی را به قلب

(مغز ) او القا کرد؟

اگر جبرئیل با صوت خود به او گفت "اقرا" پس فرشتگان دارای حنجره مادی

هستند و برای انجام کارهای خود به یک محیط مادی احتیاج دارند. چون صوت

هم برای تولید و هم برای انتقال به محیط مادی احتیاج دارد. چرا تا کنون

کسی صدای بال فرشته ها را نشنیده است؟ اگر حنجره یک فرشته مادی

باشد و بقیه وجودش غیر مادی ، این حنجره همانند جسمی که در پشت

شیشه در حال پرواز است باید قابل دیدن باشد.

اگر جبرئیل از طریق انتقال مفاهیم به قلب محمد با وی سخن گفت، مگر خدا نمی تواند خودش این القا

را انجام دهد؟ اگر می تواند دیگر چه نیازی به پیامبر است؟کاری که برای یک نفر می کند ، برای همه

بکند.

واقعاً برای یک انسان قرن بیست و یکمی زشت نیست که به موهومات

مردمان عقب افتاده هزاران سال پیش باور داشته باشد؟ در گذشته های دور

مردمی که از علل پدیده ها آگاهی نداشتند ، به هر پدیده ناشناخته خدایی

نسبت می دادند. یکی خدای مرگ بود ، یکی خدای طوفان و یکی خدای

عشق.

حالا مسلمانان یکتا پرست! و قرن بیست و یکمی. جای اسریس ، آتنا، زئوس ، دیانا و .... به میکائیل ،

عزرائیل، جبرئیل و ... گرفته اند .


 

نوشته شده توسط انجمن دانا فرشته لاجوردی در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 ساعت 19:51 موضوع | لینک ثابت


قابل توجه همه مسلمانها

دوستان عزیز

خیرا ایمیلی در یافت کردم که تقریبا گفته های ما را تکرار می کرد .اگر حدس زدید چه دینی را داشت تبلیغ می کرد؟ بله متاسفانه دین من دار آوردی خودشان را ( دین بهائیت را)که هیچ پایه و اساسی را و اصول اولیه دین را ندارد.ولی به نظرم همه را دارد به خودش جلب می کند . چون این همان مشکل امروز ماست در دین . با کمال تاسف از کم کاری دوستان مسلمان خرافاتی و زرنگی های این دوستان دین ساز و گمراهی انبوه جوانان به این دین جدید . تبریک به اونها و تسلیت به خودم.


 

نوشته شده توسط انجمن دانا فرشته لاجوردی در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 18:58 موضوع | لینک ثابت


یاد آوری1

 

واعظان كاين جلوه در محراب ومنبر مي كنند  ، 

 

  چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
 

            زين قصه ،هفت گنبد افلاك پر صداست                 

 كوته نظر ،ببين كه سخن مختصر گرفت       اين يك كاره ساده اي نبوده.

   هر چي  گذشت بخواهي در كربلا مي توني پيدا كني .

   اين همه گذشت ، اين همه جوانمردي ،  اين همه فدا كاري ، اين همه وفاداري،


            هرچي گذشت توي عالمه ، مال حسينه يعني چي ؟ 

 يعني اين خواست حسينه . پس اگر  مسلمانه، يهودي ، مسيحي، بي دينه ، كارش

                  حسينيه. این یکی از همان سئوال هاست؟

 برای نمونه عرض میکنم.تا حالا خدا را به  عنوان موجودی به ما معرفی کرده اند

   که این بابا بی کار بوده آمده آدم  وکائنات  را خلق کرده  مختصری بود که عرض

شدخدا نه نیازی به عبادت من وشما

 دارد و نه بیکار بوده خواهشمندم بیشتر  توجه کنید می دانم مطلب خیلی سنگین

است و  هرکی هرچی به شما گفت چشم

 بسته وگوش بسته باور و عمل نکنید.حرف اینه که آدم را  آفریده که آگاه باشد .این

یکیشونه .اگرمیخواست  ما مثل حیوانات باشیم که چرا  اونا را آفرید.به

            حیون هر چی بی چون وچرا گفتن قبول

       می کنه.بهتره بعد از این هرکی هرچی گفت سوال کنیم به

          چه دلیل ویا چرا یا  اقلا پیش خودمان

           این سوال را از خودمان کنیم که چرا ؟یا انیکه مارا طوری

           آموزش دادن که از خودمان هم  نتونیم سوال کنیم چرا؟

هرچی خوبی است دردرون آدم است

   بیرون هیچ خبری نیست تمام بدی ها مال حقارت نفس است. چون آدمی که

عقده  دارد.همیشه احساس کم و پستی می کند.برای همین هم  خود را با دیگران

مقایسه  میکند.احساس نفرت به او دست میدهد.احساس کمبود میکند.ولی در

صورتی که اگر آنها را   الگوقرار دهد. باعث حرکت او است.مقایسه باعث رکودو سر

شکستگی اش میشود.

 همیشه میگه من از اون کمتر هستم و دارم ٫ نمیگه من هم    میخام مثل اون باشم

 ٫ نمیگه اون چکار کرده من هم همان کار را کنم .اگر شده توی کار اون یه

 جوری کارشکنی هم میکنه٫ یعنی عوض اینکه کاری کنه یا  تلاش کنه که به اون

برسه تمام  وقت خودش را صرف مبارزه با اون میکنه و مانع کارش میشه.آدمي

كه ايمان داشته باشد از كسي  نمي ترسد.آیا آدم ابله قابلیت هدایت دارد؟


 

نوشته شده توسط انجمن دانا فرشته لاجوردی در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 17:47 موضوع | لینک ثابت


نشریه اینترنتی دانا

 تکبر داشتن یک بیماری روانی است؟     
 

  آیا بهتر است هر چی اتفاق می افته علتش را در گذشته جستجو

 

کرد؟بر این اساس میشه

  

       گفت هرچی الان انجام میشه . چی در آینده اتفاق می افته آیا

 

بهتر است هر چی اتفاق می افته علتش را در گذشته جستجو

کرد؟بر  این اساس میشه گفت هرچی الان انجام میشه . چی در

آینده اتفاق می افته .بر عکسش آدم بخشنده دوست داره  همه

مثل خودش باشند.

 چه پایین مجلس به نشینی. چه بالای مجلس. هر دوتایکی

است .می خواهی خودت را مطر ح کنی. اگر راست میگی جایی به

نشین که کسی تو نشناسد (اینجا بحث نیت را می کنم ) این  نباشه

که اگر پایین مجلس نشستی ؟. آدم متواضعی هستی.و یا

 

صاحب آن مجلس شمایید .(آن مطلب که شما می فرمایید نفاق

است جا ی آن این جا نیست البته آن بد تر  است) اینجا بحث

بندهگان مخلص است و   ریا وخود نمایی  است .

 


 

نوشته شده توسط انجمن دانا فرشته لاجوردی در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 17:45 موضوع | لینک ثابت


افتتاح وبلاک جدید

 

سلام دوستان با توجه به تجارب قبلی افتتاح وبلاک جدید را  به اطلاع شما

 

می رسانیم.

 

 شما می توانید در صورت بروز هر گونه اشکال با این وب در ارتباط باشید.

 

121alidana.blogfa.com

 


 

نوشته شده توسط انجمن دانا فرشته لاجوردی در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 18:39 موضوع | لینک ثابت


دانا برای آنهائی که بیشترمیدانند 1

 
 
 

چه آدم کر باشه چه صدایی نشنود. ما

 

 

چه صدا ها یی را میشنویم فقط .

 
 
 

 

 چه آدم کور باشه چه نور نباشه. آدم کور

 

 

نمی بینه نور را ما چه چیزایی رو میبینیم

 
 
 
 

 

 

او این جاست چشم میخاد جمال اورا ببیند

 

 

با چشم معمولی دیده نمی شه. چشمت

 

 

 

را باید مسلح کنی به سلاح  اخلاص در

 

 

 

مهربانی و گذشت و رحمت و تواضع

 

 ووووووووووووووووووووووووووووووو اگر او

 

 

 

را ندیدی در اخلاصت اشکال بوده چشمات

 

 

 

باید بیشتر مسلح بشه حتما میبینی

 

 
 

برای خدا هر کاری کردی جاودان می مونه.

 

همیشه بگو و نیت خالص کن که برای

 

خداست کارم .خیلی سخته من که خیلی

 

باید باخودم بجنگم آخرش هم یه گوشه

 

اش برای فلان کس از آب در میاید .آخرش

 

میگم که فلان کار روبرات کردم و خراب میشه

 

همه چیز .ناخا لصی وارد میشه  این

 

همون منم است. 

 
 

هر کاری برای کسی کردی . بگو برای خدا

 

کردم از کسی توقع نداشته باش.

 

حتما خدا هم کار تورو می بینه  این عالم

 

داری حساب کتاب است الکی نیست اون هم

 

کار تورو درست میکنه .ولی کیه که اینو

 

بفهمه.من که خیلی چیزارو نمی فهمم

 

عجله دارم همه کارام زودتر حل بشه.

 
 

آدم وقتی با بدی های  خودش   می جنگد

 

می فهمد خوبی چقدر ارزش دارد.

 

 

 
 

دوستان وعزیزان من. شما که از این وب

 

 

لاک دیدن می فرمایید. خواهش میکنم از  

 

 

شما اگر چند دقیقه وقت  (خود را در صورتی

 

که این وبلاک را قابل دونستید)گرانبهای خود

 

را صرف نظر دادن فرمایید .ممنون میشم  از

 

 شما. که اقلا نظری میدید.

 


 

نوشته شده توسط انجمن دانا فرشته لاجوردی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 15:52 موضوع | لینک ثابت


مطالبی با دوستان

 

می خواستم قبل از شروع به کار خدمت دوستان عرض کنم.که :

اولا شما ها که وب لاک می نویسید باید این الف بای را بدانید که با دنیای

اطلاعات سروکار دارید.با یک کلیک می توانید هر چی بخواهید بفهمید.

دوم .رعایت احترام هم راداشته باشید چون با اتهام زدن وبرچسب زدن و

تهدید کردن و زور گفتن .بحثی پیش نمی رود.مثلا (اگر من میگم خدا وجود ن

داره این عقیده منه). تحمیل که نمی شه کرد که نه چرا قبول نداری باید

قبول داشته باشی.اگر قبول نکنی چنان وچنین می کنم .چون نیامده ایم با

هم دعوا کنیم .آمدیم حرف بزنیم.

چون تا حالاهم به زور کسی با خدا نشده بعد از این هم نمی شه.

همین یادتون باشه.

   


 

نوشته شده توسط انجمن دانا فرشته لاجوردی در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 13:58 موضوع | لینک ثابت


لحظه خداحافظی از دوستان

 

 

با اینکه دلم می خواست بیشتر در خدمت دوستان باشم

 

ولی کار مهم تری به عهده ام گذاشته شده.از همه عزیزان

 

خدا حافظی می کنم. از امروز بیست وسوم اسفند ماه

 

برابر با 14 مارچ خواهر محترم

 

خانم فرشته لاجوردی  مدیریت وبلاک را به عهده خواهد

 

داشت برای ایشان آرزوی سلامتی وتوفیق دارم . قربان

 

همه دوستان عزیزم برم _ علی فرجی

 


 

نوشته شده توسط انجمن دانا فرشته لاجوردی در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 17:33 موضوع | لینک ثابت